تبليغاتX
قصه’ زمستاني

 

مشاجره از نوع اسكارلاتي[۱]

وقتي زن هفت تير خالي را تحويل پليس مي­داد گفت: زندگي كردن توي آپارتمان تك خوابه در سن هوزه با مردي كه داره ويولون زدن ياد مي­گيره خيلي سخته.

 

 

چسب زخم

امروز عصر سرم پر است از احساسات بي زبان و اتفاق­هايي كه به جاي كلمه بايد در ابعاد چسب زخم تعريف­شان كرد.

داشتم تكه پاره هاي بچگي ام را بررسي  مي­كردم. اين ها تكه­هايي از يك زندگي دوراند كه نه شكل دارند نه معني. اين­ها اتفاق­هايي­اند كه درست مثل چسب زخم افتاده­اند.

 

پ.ن: و آن ماهی گیر اعظم خداوند تشبیه و تخیل بود.

پ.ن: هردو این داستانک ها از کتاب "اتوبوس پیر و داستان های دیگر" ترجمه ی علیرضا طاهری عراقی است. (نشر مرکز)

 



[۱] الف- الساندرو اسكارلاتي 1660-1775 آهنگساز ايتاليايي

   ب – پسرش دومنيكو 1685-1757 هارپسيكورد نواز و آهنگساز

+ نوشته شده توسط آدم برفی در چهارشنبه 24 بهمن1386 و ساعت 2:1 قبل از ظهر |

بين فرزندان حيوانات دنيا اعم از توله، كُرّه، جوجه، بچّه و ساير كودكان و نوجوانان عزيز يكي از زيبا ترينها به نظر من كره الاغ است. كره خر واقعا دوست داشتني است و گمان كنم اغلب مردم در اين نظر با من هم عقيده هستند. براي اثبات اين ادعا فقط كافي است به پدران و مادران آدميزاد جماعت وقتي كه با يك دنيا عشق و علاقه كودكان دلبندشان را كره خر خطاب مي­كنند دقت كنيد. ذكر اين مقدمه البته صرفا به خاطر چيزيست كه بعد از اين مي خواهم بگويم. چيزي كه لازم ديدم قبل از آن از همه كره خرهاي عزيز و دوست داشتني پيشاپيش عذر خواهي كنم و ياد آوري كنم كه در مثل مناقشه نيست.

 

 اما يكي از تفريحات و بازي هاي مورد علاقه كره خر ها اين است كه وقتي ميداني وسيع و عرصه­اي باز و بي رقيب پيدا مي­كنند علاوه بر چهار نعلي كه خود دارند چهار نعل ديگر هم قرض كرده و در تمام جهات و با سرعت تمام شروع به جست و خيز كردن و يورتمه رفتن مي­كنند. در واقع ميدان خالي براي يك كره خر از يونجه شب هم واجب تر است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آدم برفی در جمعه 12 بهمن1386 و ساعت 2:2 بعد از ظهر |
دو غزل انتخاباتي از ابولقاسم حالت، چاپ شده در هفته­نامه توفيق در سالهاي 39 و 43 با امضاي "خروس لاري". در هر حال به نظر مي رسه انتخابات در ايران به جاي اينكه موهبتي باشه معضلي شده عجيب و پيچيده همچون كلاف كامواي ننه بزرگمان و اين رشته سر دراز دارد.

 دعايت مي­كنم

از براي راي هي مدح و ثنايت مي­كنم

راي چون دادي به من ديگر رهايت مي كنم

با سجل مرده­هايت چون مرا كردي وكيل

مي­خرم خرما و خير مرده­هايت مي­كنم

جمعي از چاقوكشان هم حامي من بوده­اند

وقت اگر كردم بدان­ها آشنايت مي­كنم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آدم برفی در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت 7:36 بعد از ظهر |

از همان دوران بچه­گي تا امروز، يكي از سرگرمي­هام اين بوده كه وقت و بي وقت شهر قصه گوش كنم. يه جايي تو قصه جناب خرس كه رمالي مي­كرد و سر كتاب باز مي­كرد  به آقا فيل مادر مرده ميگه:

-         نامه داري، توراهه، يك زن لاغر اندام دشمنته، دشمن روسياهه. همين روزا پولي به دستت ميرسه...

-         (روباه كه ملا شده بود مي­پره وسط): كدام پول؟

-         پولي كه ميشه حواله. از طرف عمه، عمو يا خاله

-         بفرماييد ببينم چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟

-         ( يكي از اون طرف معركه داد ميزنه ): بگم من؟ خمس و زكاتش رو بده حلاله

-         ( خر خراط ) : بغل رو بپا نماله!

...

خلاصه ما اين همه سال فكر مي­كردم اون يارو فقط متلك انداخته كه خمس و زكاتش رو بده حلاله. تا اينكه مراجعه كرديم به رساله توضيح المسائل امام امت و بخش احكام خمس رو نگاهي انداختيم.

مساله 1813: اگر مال حلال با مال حرام به طوري مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال و مقدار آن هيچ كدام معلوم نباشد ( يعني ندوني چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟ ) بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقيه مال حلال مي­شود.

 

حالا ما هرچي فكر كرديم نفهميديم چه اتفاق و فرايندي رخ ميده كه مالي كه معلوم نيست مشروعه يا نه بعد از اينكه يك پنجمش رو به عنوان سهم امام به حاكم شرع تقديم كرديم از شير پاستوريزه و هموژنيزه هم حلال تر ميشه؟   
+ نوشته شده توسط آدم برفی در دوشنبه 1 بهمن1386 و ساعت 12:43 بعد از ظهر |
Balatarin