مشاجره از نوع اسكارلاتي[۱]
وقتي زن هفت تير خالي را تحويل پليس ميداد گفت: زندگي كردن توي آپارتمان تك خوابه در سن هوزه با مردي كه داره ويولون زدن ياد ميگيره خيلي سخته.

چسب زخم
امروز عصر سرم پر است از احساسات بي زبان و اتفاقهايي كه به جاي كلمه بايد در ابعاد چسب زخم تعريفشان كرد.
داشتم تكه پاره هاي بچگي ام را بررسي ميكردم. اين ها تكههايي از يك زندگي دوراند كه نه شكل دارند نه معني. اينها اتفاقهايياند كه درست مثل چسب زخم افتادهاند.
پ.ن: و آن ماهی گیر اعظم خداوند تشبیه و تخیل بود.
پ.ن: هردو این داستانک ها از کتاب "اتوبوس پیر و داستان های دیگر" ترجمه ی علیرضا طاهری عراقی است. (نشر مرکز)
[۱] الف- الساندرو اسكارلاتي 1660-1775 آهنگساز ايتاليايي
ب – پسرش دومنيكو 1685-1757 هارپسيكورد نواز و آهنگساز
بين فرزندان حيوانات دنيا اعم از توله، كُرّه، جوجه، بچّه و ساير كودكان و نوجوانان عزيز يكي از زيبا ترينها به نظر من كره الاغ است. كره خر واقعا دوست داشتني است و گمان كنم اغلب مردم در اين نظر با من هم عقيده هستند. براي اثبات اين ادعا فقط كافي است به پدران و مادران آدميزاد جماعت وقتي كه با يك دنيا عشق و علاقه كودكان دلبندشان را كره خر خطاب ميكنند دقت كنيد. ذكر اين مقدمه البته صرفا به خاطر چيزيست كه بعد از اين مي خواهم بگويم. چيزي كه لازم ديدم قبل از آن از همه كره خرهاي عزيز و دوست داشتني پيشاپيش عذر خواهي كنم و ياد آوري كنم كه در مثل مناقشه نيست.
اما يكي از تفريحات و بازي هاي مورد علاقه كره خر ها اين است كه وقتي ميداني وسيع و عرصهاي باز و بي رقيب پيدا ميكنند علاوه بر چهار نعلي كه خود دارند چهار نعل ديگر هم قرض كرده و در تمام جهات و با سرعت تمام شروع به جست و خيز كردن و يورتمه رفتن ميكنند. در واقع ميدان خالي براي يك كره خر از يونجه شب هم واجب تر است.
دعايت ميكنم
از براي راي هي مدح و ثنايت ميكنم
راي چون دادي به من ديگر رهايت مي كنم
با سجل مردههايت چون مرا كردي وكيل
ميخرم خرما و خير مردههايت ميكنم
جمعي از چاقوكشان هم حامي من بودهاند
وقت اگر كردم بدانها آشنايت ميكنم
از همان دوران بچهگي تا امروز، يكي از سرگرميهام اين بوده كه وقت و بي وقت شهر قصه گوش كنم. يه جايي تو قصه جناب خرس كه رمالي ميكرد و سر كتاب باز ميكرد به آقا فيل مادر مرده ميگه:
- نامه داري، توراهه، يك زن لاغر اندام دشمنته، دشمن روسياهه. همين روزا پولي به دستت ميرسه...
- (روباه كه ملا شده بود ميپره وسط): كدام پول؟
- پولي كه ميشه حواله. از طرف عمه، عمو يا خاله
- بفرماييد ببينم چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟
- ( يكي از اون طرف معركه داد ميزنه ): بگم من؟ خمس و زكاتش رو بده حلاله
- ( خر خراط ) : بغل رو بپا نماله!
...
خلاصه ما اين همه سال فكر ميكردم اون يارو فقط متلك انداخته كه خمس و زكاتش رو بده حلاله. تا اينكه مراجعه كرديم به رساله توضيح المسائل امام امت و بخش احكام خمس رو نگاهي انداختيم.
مساله 1813: اگر مال حلال با مال حرام به طوري مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال و مقدار آن هيچ كدام معلوم نباشد ( يعني ندوني چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟ ) بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقيه مال حلال ميشود.