تبليغاتX
قصه’ زمستاني

                                                                                                براي وبلاگ جزيره بي خيالي

بي خيال انتخابات رياست جمهوري

بي خيال شكست تيم ملي

بي خيال دلتنگي

بي خيال دوري

(هرچند اونهايي كه دوست داريم ميرن جاهاي دور)

بي خيال انرژي هسته اي

بي خيال حق مسلم

بي خيال هواي آلوده

بي خيال ساير حقوق بشر از دم

(نمي توني بي خيال شي قاچاقي بپر اون ور)

بي خيال بمب هايي كه مي تركند

در خيابان هاي غزه و بغداد و كابل

بي خيال زندگي سگي

توي شهر هاي پرتي مثل زابل

(اوضاع ساير مناطق دنيا رو به علاوه آب و هوا تو اينترنت هم مي توني سرچ كني)

بي خيال پرايد صفر قراضه

بي خيال مونتاژ خودروهاي ساخت فرانسه

بي خيال اسب و خر و گاري

بي خيال صنايع سنگين و سبك

بي خيال مترو و اتوبوس و سواري

(دوچرخه و موتور رو بيخيال شو كه جوون مرگ نشي)

بي خيال اين همه فيلتر و سرعت گير

بي خيال شبكه هاي خبري بي خبر

بي خيال روزنامه، ماهواره

بي خيال كتاب و سينما و اين چيزها

(خوشبحال كسي كه كره خر آمد الاغ رفت)

بي خيال خيال و خيالبافي

بي خيال عشق و عاشقي، علافي

بي خيال ازدواج و طلاق و مهريه

بي خيال قتل غير عمد و ديه

(چند وقت پيش يكي برام از زندان تعريف مي كرد)

بي خيال كار و بيكاري

بي خيال بيمه، بيماري

بي خيال هرچه گفتم و گفتي

مي شه برام يه ليوان آب خنك بياري

(حالشو نداري بي خيال يه چيزي گفتم همين جوري)

نوشته شده توسط آدم برفي در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 |