از همان دوران بچهگي تا امروز، يكي از سرگرميهام اين بوده كه وقت و بي وقت شهر قصه گوش كنم. يه جايي تو قصه جناب خرس كه رمالي ميكرد و سر كتاب باز ميكرد به آقا فيل مادر مرده ميگه:
- نامه داري، توراهه، يك زن لاغر اندام دشمنته، دشمن روسياهه. همين روزا پولي به دستت ميرسه...
- (روباه كه ملا شده بود ميپره وسط): كدام پول؟
- پولي كه ميشه حواله. از طرف عمه، عمو يا خاله
- بفرماييد ببينم چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟
- ( يكي از اون طرف معركه داد ميزنه ): بگم من؟ خمس و زكاتش رو بده حلاله
- ( خر خراط ) : بغل رو بپا نماله!
...
خلاصه ما اين همه سال فكر ميكردم اون يارو فقط متلك انداخته كه خمس و زكاتش رو بده حلاله. تا اينكه مراجعه كرديم به رساله توضيح المسائل امام امت و بخش احكام خمس رو نگاهي انداختيم.
مساله 1813: اگر مال حلال با مال حرام به طوري مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال و مقدار آن هيچ كدام معلوم نباشد ( يعني ندوني چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟ ) بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقيه مال حلال ميشود.