تبليغاتX
قصه’ زمستاني - روباه ملا شده بود بچه ها رو درس می داد

از همان دوران بچه­گي تا امروز، يكي از سرگرمي­هام اين بوده كه وقت و بي وقت شهر قصه گوش كنم. يه جايي تو قصه جناب خرس كه رمالي مي­كرد و سر كتاب باز مي­كرد  به آقا فيل مادر مرده ميگه:

-         نامه داري، توراهه، يك زن لاغر اندام دشمنته، دشمن روسياهه. همين روزا پولي به دستت ميرسه...

-         (روباه كه ملا شده بود مي­پره وسط): كدام پول؟

-         پولي كه ميشه حواله. از طرف عمه، عمو يا خاله

-         بفرماييد ببينم چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟

-         ( يكي از اون طرف معركه داد ميزنه ): بگم من؟ خمس و زكاتش رو بده حلاله

-         ( خر خراط ) : بغل رو بپا نماله!

...

خلاصه ما اين همه سال فكر مي­كردم اون يارو فقط متلك انداخته كه خمس و زكاتش رو بده حلاله. تا اينكه مراجعه كرديم به رساله توضيح المسائل امام امت و بخش احكام خمس رو نگاهي انداختيم.

مساله 1813: اگر مال حلال با مال حرام به طوري مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال و مقدار آن هيچ كدام معلوم نباشد ( يعني ندوني چطور است؟ حلال است؟ حرامه؟ ) بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقيه مال حلال مي­شود.

 

حالا ما هرچي فكر كرديم نفهميديم چه اتفاق و فرايندي رخ ميده كه مالي كه معلوم نيست مشروعه يا نه بعد از اينكه يك پنجمش رو به عنوان سهم امام به حاكم شرع تقديم كرديم از شير پاستوريزه و هموژنيزه هم حلال تر ميشه؟   
نوشته شده توسط آدم برفي در دوشنبه 1 بهمن1386 |